2 - سخن قيصر روم درباره پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله )



وقتى كه آوازه پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله ) در همه جا پخش شد به گوش هرقل (بروزن درخت ) قيصر و پادشاه روم رسيد، مردى از طايفه غسان را مخفيانه براى جستجو و بررسى نزديك از پيامبر (صلى الله عليه وآله ) به مدينه فرستاد، و به او گفت : در مورد سه موضوع بخصوص توجه كن : 1 - ببين او بر وى چه چيز نشسته است 2 - در طرف راست او چه كسى نشسته است 3 - اگر توانستى مهر نبوت را در او بنگر.
مرد غسانى به مدينه آمده و به حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله ) رسيد و ديد روى زمين نشسته ، و در طرف راست او على بن ابيطالب (عليه السلام ) نشسته است ، و در مورد سومين علامت فراموش كرد تحقيق كند، پيامبر (صلى الله عليه وآله ) به او فرمود: بيا جلو و بنگر به آن چيزى كه صاحب تو، تو را به آن دستور داده است ، او جلو و به مهر نبوت نگاه كرد، آنگاه به روم برگشت و جريان را به هرقل خبر داد، هرقل گفت : اين پيامبر (همانست ) كه حضرت عيسى (عليه السلام ) بشارت به آمدن او داده است ، و او سوار بر شتر مى شود، از او پيروى كنيد و آنچه مى گويد تصديق نماييد (276)